کتری پیروزی حسن روحانی اخبار سیاسی و اجتماعی

کتری: پیروزی حسن روحانی اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار بین الملل بر سر روابط با کشور عزیزمان ایران معامله نمی‌کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست‌ها حمایت می‌کند ، اسد

رئیس‌جمهوری سوریه از حقایق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیست‌ها، روابط با کشور عزیزمان ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و

بر سر روابط با کشور عزیزمان ایران معامله نمی‌کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست‌ها حمایت می‌کند ، اسد

اسد: بر سر روابط با کشور عزیزمان ایران معامله نمی کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست ها حمایت می کند

عبارات مهم : ایران

رئیس جمهوری سوریه از حقایق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیست ها، روابط با کشور عزیزمان ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و اشغالگری و مقاومت مردمی سوریه و همچنین راجع به مسأله فلسطین و قدس سخن گفت.

مشروح گفت وگوی تلویزیونی بشار اسد، مدیر جمهوری سوریه با شبکه العالم به شرح زیر است:

به شما [حسین مرتضی، خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریست ها قرار داشتید، گفت وگو خواهم داشت بسیار خرسندم. شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود، مقابله کردید.

بر سر روابط با کشور عزیزمان ایران معامله نمی‌کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست‌ها حمایت می‌کند ، اسد

جناب مدیر جمهور فارغ از پیروزی ها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های متفاوت نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، مناسبت بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه هست. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟

بسیار راحت بگویم، بعد از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند اوضاع کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که جهت آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.

رئیس‌جمهوری سوریه از حقایق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیست‌ها، روابط با کشور عزیزمان ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و

پیشنهاد روسیه این بود که وقت جهت دستیابی به صلح جهت گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در بعضی مناطق رخ داد، نشانه این بود که شرایط به وضع پیش از سال ۲۰۱۱ بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی جهت ما بود.

این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری جهت حل تنش جلوگیری شود. اوضاع کنونی جنوب سوریه این چنین است.

آیا تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟

روسیه همچنان در حال مشورت با طرف آمریکایی و اسرائیلی هست. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده است سران و فرماندهان خود هستند.

بر سر روابط با کشور عزیزمان ایران معامله نمی‌کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست‌ها حمایت می‌کند ، اسد

فرصتی جهت صلح بود ولی دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.

بعضی اطراف معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و جهت این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم عنوان اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟

رئیس‌جمهوری سوریه از حقایق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیست‌ها، روابط با کشور عزیزمان ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و

راجع به آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده مهم بدون در نظر گرفتن عنوان و مکان دارد و آن سلطه گری و هیمنه طلبی است.

این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، آیا چند سال است که جهت حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم.

بر سر روابط با کشور عزیزمان ایران معامله نمی‌کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست‌ها حمایت می‌کند ، اسد

اما راجع به عنوان ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و کشور عزیزمان ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر پرسشها جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط هست، و تحت تاثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه کشور عزیزمان ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی جهت سازش باشد. هر آنچه مطرح شده، طرح اسرائیلی هست، وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن کشور عزیزمان ایران هست. این پرسشها همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد کشور عزیزمان ایران راجع به پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با کشور عزیزمان ایران اتفاق می افتد، با نشانه ایجاد فضای بین المللی ضد کشور عزیزمان ایران ایران هست. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها هست. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی راجع به کشور عزیزمان ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد.

چه موضوعی موجب شد رژیم اشغالگر اسرائیل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال ۲۰۱۱ بعد از ۷ سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها جهت ضربه زدن به ثبات سوریه است؟

بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی جهت اسرائیلی ها ندارد، از ابتدای جنگ هنگامی که بحران به خاص در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسرائیل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران و از تروریست ها مستقیما حمایت نمود.

توپخانه و نیروهای هوایی اسرائیل همان توپخانه تروریست ها و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسرائیلی ها را عوض کردن دهد، موافقت اسرائیلی ها جهت ما اهمیتی ندارد.

به رغم حمایت اسرائیل از تروریست ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است هست. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی هست، که ما آن را انجام خواهیم داد.

آیا اسرائیل ترجیح می دهد مقاومت جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟

بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه جهت اسرائیل بد هست، سید حسن نصرالله چندین بار راجع به ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، بعد چطور اسرائیل میان دو عنوان که هر دو را بد می داند، یک گزینه را گزینش نماید!

گزارش های موجود حاکیست که اسرائیل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، بعضی از آنان طول درمان خود را بعد از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسرائیل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و بعضی دیگر گزینش شدند که در آینده با اسرائیل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟

این عنوان درست هست، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی جهت رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است ولی نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده است مقصر بدانیم، هنگامی که جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.

در ابتدا باید این افراد جذب شوند و بعد از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این اوضاع شده است حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی جهت یادآوری آنها نیست.

در زمانی که راجع به بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را نشانه می گیرند، چگونه با این عنوان برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است است؟

ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسرائیل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات اصلاح یابد، سطح پاسخ مان نیرومند تر خواهد شد.

واقعیت این است که نیرومند ترین پاسخ به اسرائیل، نشانه قرار دادن ارتش اسرائیل در سوریه هست. منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار جهت منافع اسرائیل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها به وسیله اسرائیل و آمریکا رهبری می شوند.

اولین حمله به اسرائیل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، نشانه قرار دادن تروریست های اسرائیلی در درون سوریه هست، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسرائیل هستند.

در صورت شدت یافتن حملات اسرائیل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟

اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با شدت یافتن حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این عنوان که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی هست؛ تصمیمی که از روز اول اتخاذ شده است است.

اخبار بسیاری در رسانه ها راجع به سامانه پدافند ضد هوایی “اس – ۳۰۰” انتشار یافته هست، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما آیا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که بعضی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی “اس ۴۰۰” هستند؟

همانطور که می دانید، پرسشها نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، در نتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی خبر های سیاسی هستند.

پاسخ این سؤال را که آیا روسیه از تحویل (سامانه اس ۳۰۰) خبر داده و یا گفته نمی خواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، لیکن این عنوان ممکن است به خاطر پرسشها سیاسی باشد.

اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط هست، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و بعد از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد. ما مسائلی را که دارای شاخصه نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم. بنابراین حتی اگر اس ۳۰۰ به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاح های موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.

آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟

بشار اسد: سلاح فقط جهت استفاده است و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم و فقط آن را به کار می گیریم.

با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این عنوان برخورد می شود؟

شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که مشمول بر آمریکا، اسرائیل و بعضی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است جهت سیطره می کوشد و محور دوم جهت دستیابی به استقلال. بنابراین سخت است که بگوییم نتیجه ای جهت این در هم آمیختگی وجود دارد جز این که یکی از دو محور پیروز شود. حداقل راجع به محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. ولی جهت محور مقابل، باید جهت پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت عوض کردن می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. ولی مضمون و اعتقادش هرگز عوض کردن نمی کند، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا عوض کردن کند.

جبهه جنوب عملا در همان چارچوب هست، اتاق عملیات “الموک” از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود ۸ سال قبل متوقف نشده و فعال هست، و مستقیما با اسرائیلی ها مرتبط می باشد، ولی اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا شروع نموده هست، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ جهت رهبری سوریه ممکن است؟

اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، بعد استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی زیاد هستند، این زیاد از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان هست. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده هست، و این عنوان که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی هست، ولی ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.

آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد؟

آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ ولی همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است بعد آیا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!

آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع هست، ارتباط دارد؟

بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت جهت اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، لیکن این مسأله جهت ما نیز پیامدهای منفی دارد.

یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید، هر چیز؟

بشاراسد: از نظر سیاسی عوض کردن نکرده ایم، مساله فلسطین جهت ما مانند ۱۰ سال قبل و چند دهه قبل از آن است و عوض کردن نکرده است.

آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز هست، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود.

ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی بعضی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی جهت رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟

بشاراسد: هنگامی که تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان کشور عزیزمان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند.

تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف، کلمات، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ راجع به آنان خواهد نوشت، واقعیت هنگامی که است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است هست، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک هست.

اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم ولی واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست.

من می خواهم از این پرسش استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را جهت دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول جهت نسل های حال و آینده باشند.

جناب مدیر جمهور اجازه بدهید کمی به عنوان سیاسی برگردیم و راجع به جبهه جنوب سوریه و اوضاع کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، کشور عزیزمان ایران و روسیه) هست. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این توصیه تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده هست. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و نظر شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود راجع به این ائتلاف چیست؟

بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا راجع به روابط سوریه و کشور عزیزمان ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی ۴۰ سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده هست، همچنان ثابت بوده هست. بنابراین هیچ دلیلی جهت طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.

عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.

سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان مدیر جمهور روسیه تازه و کاسته شدن از سطح آن جهت ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل متفاوت محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در جهت تسویه حساب و منافعشان، جزو محیط زیست روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک هست. ولی بیانات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است هست. البته نشانه چنین اظهارنظرهایی ارسال خبر به طرف های متفاوت هست. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون مهم آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. ولی باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.

دیدگاه روسیه راجع به کشور عزیزمان ایران استراتژیک هست. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. ولی تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اصل ثابت هست. از این رو، همپیمانی دو کشور، استراتژیک هست. ولی در صورتی که اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد [این امر طبیعی است]. لیکن در داخل حاکمیت سوریه نیز گاهی راجع به بعضی پرسشها اختلاف نظرهایی به وجود می آید، در حاکمیت روسیه و کشور عزیزمان ایران نیز چنین هست. بنابراین طبیعی است راجع به پرسشها تاکتیکی روزانه دچار اختلاف شویم. اساسا باید پرسید: هنگامی که ما راجع به همه امور اتفاق نظر داریم آیا مذاکره می کنیم؟ ما به طور فشرده دیدار می کنیم تا به توافق دست یابیم.

آیا این همپیمانی تقویت می شود؟

بشار اسد: طبعا با توجه به اوضاع واقعی موجود و به حکم منافع و تحولات بین المللی، و از آنجا که محور مقابل، به حمایت از تروریسم می پردازد، این همپیمانی تقویت می شود و سوریه، کشور عزیزمان ایران و روسیه، خطر تروریسم را نه تنها جهت سوریه بلکه علیه همه کشورها و سراسر دنیا احساس می کنند و از آنجا که سه کشور سوریه، کشور عزیزمان ایران و روسیه، اهمیت پایبندی به قوانین بین المللی را احساس می کنند با توجه به این اوضاع باید این ائتلاف پا برجا بماند.

بعضی ادعا می کنند چنانچه ایرانی ها از خاک سوریه بیرون رانده شوند دمشق به امتیازاتی در برابر این اقدام دست می یابد. آیا هیچ بهای سیاسی، معنوی و نظامی مشخصی در این زمینه وجود دارد؟

همانطور که در ابتدا گفتم مادامی که این رابطه در بازار معاملات، عرضه نشده است نمی توانند جهت آن هیچ قیمتی تعیین کنند. پاسخ نیز کاملا واضح خواهد بود. کشورهای مختلفی از جمله عربستان از وقت شروع جنگ علیه سوریه تاکنون بارها در مراحل متفاوت این پیشنهاد را مطرح کرده اند که در صورتی که دمشق روابطش را با پایتخت کشور عزیزمان ایران قطع کند، اوضاع سوریه به حالت طبیعی بازخواهد گشت. ولی این امر از نظر ما کاملا مردود است.

آیا در این چارچوب، پیشنهادهایی از طرف عربستان مطرح شده است است؟

در مرحله جنگ؟

بله

بله چندین بار. به طور آشکار مطرح می شد.

به طور مستقیم؟

بله به طور مستقیم. رابطه با کشور عزیزمان ایران محور مهم بود و موضع عربستان در این زمینه کاملا مشخص است و من راجع به عنوان محرمانه ای حرف نمی زنم.

در میان افکار عمومی و نزد تحلیلگران سوریه، ایران، لبنان و همه ناظران موضوعی مطرح هست. هنگامی که ما از حضور کشور عزیزمان ایران در سوریه صحبت می کنیم منظور از آن، حضور نظامی هست. ولی در این آخرهای نمی دانیم ماهیت این حضور چیست؟ عده ای می گویند: این حضور به هویت ایرانی های مستقر در سوریه بستگی دارد. بعضی نیز آن ها را مشاور می نامند. حتی وزیر امور خارجه سوریه، آنها را “مشاوران ایرانی” نامید. ولی مشاهده می کنیم که شماری از ایرانی ها در سوریه به شهادت رسیده اند. جناب مدیر جمهور! به صراحت بیان می کنید که هویت ایرانی های موجود در سوریه چیست؟

بشار اسد: کلمه “مشاور” گاهی در معنای گسترده و شاملی به کار می رود. یعنی این مشاوران، در چارچوب روابط تاریخی دو کشور از دوره قبل از جنگ تاکنون در سوریه حضور دارند. لیکن روابط نظامی دو کشور، بسیار نیرومند هست. زمانی که این تشکیلات نظامی وارد جنگ مستقیم می شود از “مشاور” به “نیروی جنگی” تبدیل می شود. این کلمه چندین جنبه و جهت دارد. قطعا مشاوران کشور عزیزمان ایران در سوریه حضور دارند. همچنین گروههایی از داوطلبان ایرانی جهت حضور در جنگ وارد سوریه شده است اند و فرماندهان ایرانی آنها را مدیریت و فرماندهی می کنند. بنابراین ایران، در دفاع از مردم سوریه جنگیده و در این راه، خون داده هست. از این رو، مشاور یک کلمه عام و فراگیر هست. ولی این بدان معنا نیست که ما از اشاره رسمی به حضور ایرانی ها در سوریه ابایی ندایم. ولی راجع به اصطلاح “مشاور” باید گفت علت استفاده از آن، عدم وجود یگان های جنگی رسمی کشور عزیزمان ایران در سوریه است.

منظورتان تشکیلات نظامی کامل است؟

بله تشکیلات کامل اعم از گردان، ظاهر یا لشکر ایرانی در سوریه وجود ندارد. لیکن اولا نمی توان آن را پنهان کرد. و اساسا [اگر وجود داشته باشد] آیا باید از اشاره به ابا داشت؟ زمانی که به طور قانونی از روس ها خواستیم به سوریه بیایند از این امر ابایی نداشتیم و در صورتی که تشکیلات نظامی ایرانی در کشورمان وجود داشتند آن را اعلام خواهیم کرد و این روابط نیازمند توافق نامه هایی میان دو کشور است که از پارلمان ها می گذرد و نمی توان چنین روابطی را پنهان کرد.

آیا شما از مشاوران ایرانی دعوت کردید در سوریه حضور یابند؟

بشار اسد: بله. ما از همان اول از ایرانی ها و روس ها خواستیم در سوریه حضور یابند. لیکن به کمک این کشورها نیاز داشتیم و کشور عزیزمان ایران به درخواست ما پاسخ مثبت داد.

چندین بار اشاره کردید که در سوریه هیچ پایگاه ایرانی وجود ندارد. اولا: آیا در حالی که مشاهده می کنیم روس ها در سوریه پایگاه دارند پایگاههای ایرانی ها در سوریه وجود ندارد؟

بشار اسد: از آنجا که ایران، مانند روسیه، یک کشور همپیمان روسیه است هیچ مانعی بر سر وجود چنین پایگاههایی وجود ندارد.

اگر کشور عزیزمان ایران در این زمینه درخواست کند آیا شما موافقت می کنید؟

اگر ما بخواهیم از آن کشور می خواهیم با آن موافقت کند و برعکس. یعنی ما درخواست می کنیم چنین پایگاههایی در کشورمان برپا شود تا به ما کمک کنند. کشور عزیزمان ایران چنین درخواستی را مطرح نکرده است و تنها منافع آن کشور نیز در مبارزه با تروریسم هست. ولی گسترش دامنه جنگ منجر به گسترش ماهیت این حضور شد و راجع به روس ها نیز این گونه بود. در ابتدا حمایت های روسیه مانند حمایت های ایران، با اوضاع امروز متفاوت بود. ولی با مقابله ارتش سوریه با توریست ها، دامنه حمایت بین المللی از تروریسم گسترش یافت و در نتیجه آن حضور نظامی روسیه و کشور عزیزمان ایران در سوریه نیز گسترده تر شد. در مرحله ای، ما با روس ها مشاهده کردیم که وجود پایگاههای نظامی هوایی جهت حمایت هوایی از ارتش سوریه، مهم هست. امروزه اگر با همکاری، هماهنگی یا مذاکره با ایرانی ها احساس کنیم که به وجود پایگاههای نظامی کشور عزیزمان ایران نیاز داریم در این زمینه تردیدی به خود راه نخواهیم داد. ولی در حال حاضر، کمک های کشور عزیزمان ایران به شکل کنونی، خوب و مؤثر است.

چرا با وجود این که به روسیه سفر کرده اید، از کشور عزیزمان ایران دیدار نکرده اید؟

در حقیقت از چند ماه پیش دیدار از کشور عزیزمان ایران در برنامه بود که به تعویق افتاد نه این که لغو شده است باشد. علت به تعویق افتادن آن نیز، شرایط فوق العاده ای بود که در سوریه در ارتباط با تحولات جنگ به وجود آمد. این دیدار به تعویق افتاد. قطعا هیچ مانعی در این زمینه وجود ندارد و به زودی و در نخستین وقت اقدام به دیدار از کشور عزیزمان ایران خواهم کرد. این عنوان طبیعی و فقط مربوط به پرسشها لجستیک است.

به عنوان دیگری می پردازیم. هفته گذشته، روز جهانی قدس بود. در حال حاضر، با توجه به مطرح شدن طرح موسوم به “قرارداد قرن” و انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس، قضیه فلسطین دشوارترین مراحل خود را سپری می کند. شما چه پیامی جهت فلسطین دارید؟ آیا سوریه همچنان می تواند به قضیه فلسطین کمک نماید. اصولا مگر یکی از بااهمیت ترین اهداف جنگ تحمیلی علیه سوریه، خارج کردن این کشور از محور مقاومت و تلاش جهت کمک به مقاومت در فلسطین و لبنان نبود؟

قضیه فلسطین از سال ۱۹۴۸ تاکنون، پیچیده بوده هست. علت آن نیز پیچیدگی های منطقه و تلاش مداوم استعمار غرب حامی اسرائیل جهت ایجاد عنصرهای متعدد در جهت نشانه مشخصی یعنی ناامید کردن عرب هاست که از نظر تاریخی همواره با قضیه فلسطین ارتباط داشته و آن را قضیه قومیتی خود دانسته و حتی از نظر ملی آن را احساس کرده اند.

جنبه دیگر آن منحرف کردن اذهان ملت های عرب، دولت ها و به طور کلی جوامع با پرسشها فرعی است تا هنگامی که جهت فکر کردن به عنوان فلسطین و اشغالگری اسرائیل نداشته باشند و در این زمینه نیز تا حدودی موفق بوده اند و آخرین قضیه در این زمینه، انقلاب های موسوم به “بهار عربی” بود که نشانه از آن نابودی زیرساخت ها و ساختارهای سیاسی و نظامی جوامع کشورهای عربی بود.

با این وجود حوادث اخیر ثابت کرد ملت های عرب، همچنان از نظر وجدانی با قضیه فلسطین در ارتباط هست. حوادث سوریه نیز بخشی از این طرح ها با نشانه ضربه زدن به وضیعت کلی عرب هاست تا اولا سوریه از کمک به قضیه فلسطین دست بردارد. همچنانکه قبلا اشاره کردم حمله به ارتش رژیم صهیونیستی، برقراری مجدد آرامش در سوریه، نابودی تروریسم و به شکست کشاندن طرح های اشغالگران صهیونیست در کشور، قطعا بخشی از کمک به قضیه فلسطین است.

ممکن است این عنوان تأثیرات مستقیم و غیر مستقیمی بر آن داشته باشد. ولی تأثیرات مستقیم آن به اوضاع داخلی فلسطین ارتباط دارد. نباید فراموش کرد که اوضاع داخلی فلسطین نیز میان گروههای مقاومت و وفادار به مبارزه با اشغالگران، گروههای مخالف مقاومت و طرفدار سازش و تسلیم در برابر آنها و همچنین جریان های دیگری که از مقاومت به عنوان ابزاری جهت دستیابی به اهداف سیاسی در پوشش دین بهره برداری می کنند دچار چنددستگی شده است است که البته این سیاست، روش اخوان المسلمین می باشد.

آیا شما از حزب الله درخواست کردید که از سوریه خارج شود؟ چندی پیش سید حسن نصر الله در یکی از صحبت های خود اعلام کردند که هیچ کس نمی تواند ما را از سوریه بیرون کند مگر آنکه مقامات رسمی سوری از ما این درخواست را داشته باشند.

جنگ سوریه طولانی و مستمر است و نیاز به این ائتلاف سه گانه احساس می شود که با ورود حزب الله به آن می توان آن را ائتلافی چهارگانه تلقی کرد و زمانی که روی سخن ما در مورد کشور ها و دولت هاست این ائتلاف سه گانه نامیده می شود.

با این حال حزب الله عنصری اساسی در این جنگ است درحالی که این جنگ طولانی و مستمر شده است است و نیاز به این نیروهای نظامی در مدت وقت زیادی احساس خواهد شد؛ ولی هر زمانی که نیاز باشد و هر زمانی که حزب الله یا کشور عزیزمان ایران یا غیر آنها اعتقاد داشته باشند که تروریسم سرنگون شده است است آن وقت خواهند گفت که ما می خواهیم به کشورهای خود بازگردیم همانظوری که سید حسن نصرالله گفتند این نیروهای نظامی نیز خانواده هایی دارند و امور روزانه ای دارند که باید به آن بپردازند و این امری طبیعی است ولی در وقت حاضر سریع است که در این مورد صحبت کنیم.

تا امروز مناطقی وجود دارند که همچنان تحت سیطره تروریسم و اشغالگران هستند در همین حال متاسفانه بعضی کشورهای عربی بویژه عربستان از آمادگی خود جهت ارسال نظامیان خود به سوریه خبر داده اند و در برابر در روزهای اخیر شاهد آن هستیم که گردانهای مقاومت عشایری مردمی جهت مقاومت در برابر اشغالگران تشکیل شده است است آیا این گروه ها واقعا مردمی هستند؟ آیا از حمایت دولت سوریه برخوردار هستند؟ و آیا این به آن معنی است که ارتش نمی تواند مناطق تحت اشغال را آزاد کند و به همین علت از عشایر کمک می گیرد؟ در واقع ماهیت این عنوان چیست؟

در سال های اخیرشکل های مختلفی از این مقاومت ظهور پیدا کردند و در ابتدا و پیش از آن که ضد اشغالگران باشند با نشانه مقابله با داعش و در مناطق شرقی و مرکزی ایجاد شدند و هم اکنون اشکال مختلفی از این گروه ها در مناطق مختلفی وجود دارد که شاید نتوان کاملا آن ها را شناسایی کرد و شاید بعضی مواقع اخبار آنها را از طریق تحولات و اتفاقاتی که در آن اماکن رخ می دهد بشنویم و هم اکنون این حالت زیاد شده است است بنابراین می توان گفت این تلاش های مردمی به یک شکل واحد نیست و گاهی به شکل فردی و یا گروه های کوچکی که ارتباطی به گروههای نظام مند ندارند ظهور پیدا می کند ولی در همه شرایط و نسبت به همه اشکال این گروه ها، موضع ما از ابتدا به عنوان یک دولت آشکار بود و دولت سوریه از هرگونه مقاومت در برابر تروریست ها یا نیروهای اشغالگر صرف نظر از ملیتشان، حمایت کرده هست؛ خواه این اشغالگران آمریکایی باشند یا فرانسوی یا ترک و یا اسرائیلی. در واقع ما از این نیروهای مقاومت در برابر اشغالگران با توجه به نقش ملی خود در قالب دولت حمایت می کنیم.

ادعای ارسال نیروهای نظامی از سوی کشورهایی مثل عربستان به سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟

زمانی که از یک کشور صحبت می کنیم بحث استقلال در تصمیم گیری به وسیله آن کشور مطرح است فلذا ما از نقش عربستان در ارسال نیروهای نظامی به سوریه صحبت نمی کنیم؛ می توان گفت که این امر به تصمیم آمریکا بستگی دارد.

بعضی از کشورهای عربی وجود دارند که می توان گفت در جنگ علیه سوریه و تخریب این کشور نقش داشته اند و می کوشند که از طریق ادعای بازسازی سوریه وارد آن شوند در این مورد چه نظری دارید؟

بازسازی در سوریه جهت ما جای نگرانی ندارد، بازسازی نیازمند دو عامل هست، اول عامل انسانی و دوم عامل مالی، هنگامی که کشوری مانند سوریه دغدغه عامل انسانی را ندارد، هزینه مالی جهت آن نیز کمتر می شود، این موضوعی بدیهی است.

به رغم مهاجرت بسیاری از سوریه در طول جنگ؛ ولی همچنان قدرت بازسازی را داریم به این علت که نظام حرکت می کند و بازسازی عملا شروع شده است هست، ولی راجع به نیازهای مالی، از سویی ملت سوریه دارای امکانات مالی و سرمایه است که عمده آن در سوریه نیست یعنی در خارج هست، ولی این سرمایه منتظر شروع بازسازی است تا سرمایه گذاری شروع شود، از سوی دیگر، کشورهای دوست دارای توانمندی هستند و همچنین میل به دارند ما را در این مسیر کمک مالی کنند، ما نیز راغبیم که بازسازی با همکاری آنان صورت گیرد تا آنان از این وقت استفاده کنند و ما نیز بهره خود را ببریم؛ ولی اگر کشوری به بهانه ما در سوریه نیروی انسانی و متخصص بسیار داریم.

حتی اگر در این زمینه نیاز به منابع مالی باشد؟

خیر، منابع مالی همه چیز نیست، به شما گفتم که این موجود و در دسترس هست، منابع مختلفی در دنیا و در سوریه نسبت به این منبع مالی وجود دارد.

پرسش پایانی، با این سال های پر از سختی، طبعا راجع به پایداری افسانه ای ارتش، ملت و نیروهای مسلح سوریه، سخن می گوییم، اگر بخواهید راجع به این دو سخن بگویید، دشوارترین حالت یا اتفاق که در این سالها به شما گذشت چه بود و همچنین در مقابل، زیباترین و عالی ترین حالت، چه بوده است؟

بدترین حالت ها هنگامی که بود که تروریست ها بر یک منطقه سیطره می یافتند، طبیعی است در قلب نبرد نظامی که مرتبط با عالی ترین و بدترین حالت ها باشد و آن تحول در نبر نظامی هست، اگر بگویم بدترین حالت ها، هنگامی که بود که تروریست ها به یک منطقه، سیطره می یافتند، اشتباه نگفتم، ولی این مرتبط با نبردهای مشخصی است به خاص هنگامی که یک منطقه استراتژیک یا یک شهر بزرگ باشد که در آن شمار زیادی از مردم باشند این دارای تاثیر روانی و معنوی بسیار زیادی هست، ولی در اینجا حالت های مستمری بود که باید به آن فکر کنیم و همچنان در آن زندگی می کنیم، هنگامی که شخصی یا اشخاصی شهید می شوند، این چیزی است که جهت ما به طور هفتگی مستمر می باشد، باید فکر شود که یک خانواده عزیزی را از دست داده که هرگز، جبران نمی شود، چه بسا از طریق پیروزی در یک مرحله، ولی در سطح خانواده و روانی، نمی توان شخص عزیزی را که خانواده از دست داده یا دوست را جبران نمود، این حالتی بسیار دردناک است که ما با آن زندگی می کنیم و به طور مستمر با آن مواجهیم، و هرگز متوقف نمی شود حتی اگر جنگ متوقف شود، ولی در اینجا جوانب دردناکی وجود دارد که از طریق جنگ در ابتدای آن حادث شده است بود هنگامی که می بینی که این مقدار عدم مسئولیت ملی وجود دارد و چه بسا در اقلیت باشند ولی شمار نه چندان اندکی از اشخاص بودند که آماده فروش وطن بودند و این که آن را در بازار با معیارهایشان قرار دادند اگر که اصلا موجود بوده باشد، در ازای پول یا مصلحت مشخص، طبعا مشخص از نظر افراط گرایی، در مقابل، هر پیروزی انگیزه ای جهت پیروزی های بعدی در سال ۲۰۱۳ بود، همه پیروزی های شهر القصیر که شروع پیروزی ها بود که اوج آن در شهر حلب در سال ۲۰۱۶ بود و شروع پیروزی های بزرگ، بعد از آن در دیر الزور و امروز در خوش حالی پیروزی های آزادی دمشق زندگی می کنیم یعنی این حالت هایی که همه ما در آن زندگی می کنیم و شما با ما بودید و به طور حتم همان احساس خوش حالی را دارید.

ایا لحظه ای بود که خسته شوید یا احساس خستگی نمایید، آیا لحظه ای بود که تردید کنید، در تمام تصمیم هایی که اتخاذ نمودید، آیا لحظه ای بود که دیگر همه چیز را رها کنید و بگویید که دیگر تمام شد کاری از دستم برنمی اید بگذارید بروم و خانواده ام را حفظ کنم، مثل خیلی ها که در دوره های خاصی رفتند؟

امکان دارد این پرسش در شیوه شخصی مطرح شود هنگامی که حالتی شخصی باشد می توانید با من به عنوان شخص برخورد نمایید، شاید بعد از چند ماه مایوس شوم و احساس خستگی و سرخوردگی نمایم یا بخواهم که به حالت دیگری انتقال یابم یا تسلیم شود این به عنوان شخص بالطبع امکان پذیر می باشد، ولی آنچه مطرح می نمایید حالت شخصی نیست بلکه حالتی ملی هست، خودتان را در شرایط دیگر تصور نمایید چه بسا در حالت ساخت و ساز یا بازسازی هنگامی که تنها هستی احساس خستگی می کنی، ولی هنگامی که شمار زیادی از مردم را می بینی که در این ساختن به تو کمک می کنند و دارای همان تصمیم هستند خستگی را فراموش می کنی، ما الان در حالتی ملی هستیم، از میلیون ها سوری سخن می گوییم، هنگامی که می بینی که یک خمپاره اصابت کرده و در هر مکان در سوریه قربانیانی هستند، احساس سرخوردگی می کنی ولی هنگامی که بعد از یک ساعت می بینی زندگی به همان منطقه بازگشته اوضاع روانی ات عوض کردن می کند، هنگامی که می بینی کارگران برق، نفت، معلم، کارمند در کنار رزمنده گان حرکت می نمایند آنهم بدون یاس و خستگی، چطور خسته شوی، این یک حالت گروهی است که به من به عنوان یک شخص تعلق ندارد بلکه متعلق به حالت انسانی ماست، هنگامی که با یکدیگر هستیم به عنوان یک جامعه چگونه زندگی می کنیم، این همان عاملی است که مشخص می نماید خسته شوی یا نشوی، اگر جامعه سوریه به این مرحله از یاس و تسلیم برسد به طور حتم من نیز از آنان خواهم بود و تسلیم خواهم شد، به طور حتم من دارای مولفه های پایداری هستم و این بدیهی است.

واژه های کلیدی: ایران | روسیه | سوریه | ایرانی | ایرانی | اسرائیل | اسرائیل | ارتش سوریه | عملیات نظامی | نیروهای مسلح سوریه

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs